تبليغاتX
سينه سرخ
ساده و خواندنی
طبق گفته اكثر محققان از يك هزار و 200 نشانه‌ آخرالزمان تنها پنج نشانه باقي مانده است.

اسماعيل شفيعي سروستاني دوشنبه شب در همايش آخرالزمان كه در دانشگاه بين‌المللي امام خميني (ره) برگزار شد، اظهار داشت: در شرايطي كه امروز همه مردم جهان به سر مي‌برند، هيچ سئوالي جدي‌تر از اين نيست كه آيا آخرالزماني كه همه ملل در هر گروه و مذهبي از آن مي گويند مصداقش امروز است.

وي ادامه داد: با وجود اينكه گوش‌هاي زيادي در جهان براي شنيدن در خصوص اين موضوع آماده است ولي ما از آن زياد سخن نمي‌گوييم براي نمونه در دانشگاهي مانند دانشگاه بين‌المللي كه به نام امام خميني (ره) مزين است و در شهري مانند قزوين كه شهري با سابقه فرهنگي است و در نقطه مركزي ايران واقع شده است دو واحد درس اختياري در خصوص آخرالزمان، فرجام‌شناسي وجود ندارد.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) اضافه كرد: اين جاي تعمل دارد كه چرا موضوعي كه در جهان امروز در رأس همه مباحث جدي است ذهن جوانترين گروه اجتماعي در اين جامعه درگير آن نيست و اين مبحث بزرگ است و چگونه چشم‌ها از روي موضوعي به اين مهمي و بزرگي چرخيده و متوجه آن نيست.

*تدريس رشته آخرالزمان شناسي در 257 دانشگاه در آمريكا

وي افزود: 130 سال است كه در دانشگاه‌هاي وابسته به كليساي كاتوليك در رشته آخرالزمان‌شناسي فارغ‌التحصيل دارند و در ايالات متحده آمريكا بيش از 257 كالج و دانشگاه در اين رشته وجود دارد و اگر اين موضوع مهمي نيست چرا بايد در سرزميني كه گاهي گمان مي‌كنيم عاري از مذهب است، اين تعداد دانشگاه و كالج در رابطه با اين رشته وجود داشته باشد.

شفيعي سروستاني عنوان داشت: بسياري از دانشگاه‌ها در ايران در رشته‌هاي هنري، سينمايي، كارگرداني و بازيگري مشغول به آموزش هستند.

وي اعلام كرد: بسياري از برنامه‌هاي رسانه‌هاي اين سرزمين توسط همين بازيگران كه بسياري مانند دلقك‌ها فقط بالا و پايين مي‌پرند و به اسم تهيه‌كنندگي و كارگرداني و سناريست، حد و اندازه سناريو آنها از چارچنگولي بالا نمي‌رود، هزاران ساعت شب و روز را به بيهوده‌گويي در مباحث مبتذل و حيات مردم عام كوچه و بازار را به خود مشغول مي‌كنند.

 



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ توسط سينه سرخ

ماه ها از انتخابات در ایران میگذرد اما ترکش های حوادث پس از آن همچنان ادامه دارد ، و این جریان مرا بر آن داشت تا بار دیگر مطلب سیاسی ینویسم .

همانگونه که میدانیم پس از انتخابات هیجانات درونی مردم آرام نگرفت و با تحریک های عده ای فرصت طلب ادامه دار شد . ماهی گرفتن از آب گل آلود توسط سود جویان این حادثه موجب بوجود آمدن اختلاف بین طرفداران دکتر احمدی نژاد و مهندس موسوی گردید . و تا اکنون این نزاع بین این دوجناح به نوعی پیش رفته است که ؛ تنها طرفداری از حزب باعث میشود تا یک شخص چشم خود را بر بسیاری از حقایق بسته و بدون دلیل منطقی و درست از نامزد مقبول خود صحبت کند و گاهی تا حد درگیری بین افراد شرکت کننده در بحث پیش میرود . این در حالی است که دیگر همه چیز روشن شده ؛ مثلا یک طرفدار دکتر احمدی نژاد میداند که تورم بالاست و به مردم و به ویژه قشر متوسط و ضعیف جامعه فشار بسیاری وارد شده است اما چون ریاست جمهور را در جایگاه اتهام مبیند ، از او حتی در مورد تورم نیز دفاع بدون منطق میکند (چون میتوان دفاع منطقی کرد ، اما نه تا حدی که حق را تغییر داد).

و از آن طرف شخصی که از مهندس موسوی حمایت میکند ؛ خود نیز میداند هدف موسوی رسیدن به ایرانی با آرمانهای بنیانگذار جمهوری اسلامی نبوده و نیست و حتی ممکن است (اکثرا همین طور است ) مخالف این عملکرد موسوی باشد اما چون وارد بحثی شده که موسوی در جایگاه اتهام است با سخنانی نظیر : اگر موسوی اینگونه نبود افراد مذهبی از او حمایت نمیکردند و ... از وی دفاع میکند . اما خود نیز میداند این دلیل منطقی نیست و مردم بر اساس عملکرد تصمیم میگیرند ونه حرف مردم .

پرسش این است :  آیا بهتر نیست کاسه داغ تر از آش نشویم ؟

واقعا چه دلیلی دارد وحدت که زیباترین نعمت بین  مردم یک کشور است بخاطر تعصب و پیروی کورکورانه از بین برود ؟

من شخصا با اعمالی که از آقای هاشمی رفسنجانی دیده ام ؛ اعتبار ایشان برای من جای پرسش است ، اما ایشان را از حجه الاسلام صانعی بسیار فهمیده تر و با دانش تر میدانم . زیرا ایشان میداند و بار ها گفته اند که در گیری های داخلی نباید موجب از بین رفتن وحدت جامعه گردد . و بنده هم به این قضیه اعتقاد دارم زیرا اختلاف نظر از مشخصه های یه جامعه زنده و پویاست ، اما این امر نباید موجب تفرقه بین مردم شده و باعث بوجود آمدن فرصت برای سود جویان شود .

امیدورم با همدلی بسوی آینده ای روشن حرکت کنیم .


نوشته شده در تاريخ توسط سينه سرخ

زمانی آرزوی هر دختری این بود که خواستگار مورد نظرش بسیار قد بلند و با اسب  سپید از پشت ابر ها آمده و او را با خودبه آسمانها ببرد ، اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی و همچنین بالا رفتن سطح انتظارات دختران دم بخت این گونه رویاها تغییر کرده است .

دختر در خانه ویلاشان در کلاردشت نشسته است و از پنجره اتاقش که به دروازه و راهی که به آن ختم میشود در انتظار خواستگار است .

 او دوست دارد آن پسر زیبا و دوست داشتنی  با موهایی فشن و سیخ شده با خودروی سمند سپید (به دلیل حمایت از صنعت ملی ) و دو آمپلی فایر قدرتمند از دروازه خانه داخل شود و در راه کوتاهی که به خانه میرسد با سرعت 2 کیلومتر رانندگی کردهو همین طور که هراز گاهی زیر شاخ و برگ درختان مهو و پیدا میشود، همزمان آهنگ "موشولینا"ی ساسی مانکن را نیز با صدای بلند پخش کند .

تنها توقع دختر از پسر موی فشن و شلوار جین تنگ است . اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود ؛ چون دختر توقعات مهمتری نیز دارد اما نه از پسر بلکه از پدر پسر!

پدر شوهر در خواستگاری نقش مهمی را ایفا میکند ، او حتما باید دارای شرایط ذیل باشد:

1) تحصیل کرده باشد(حد اقل فوق لیسانس)

2)دارای کار آبرومند باشد .

3) بسیار پولدار باشد .

4)صاحب چندین آپارتمان باشد .

5)اتومبیل آخرین مدل داشته باشند مثل "سمند سریر"(باز هم به دلیل حمایت از خودروی داخلی)

6)همسرش فوت کرده باشد .

 7) و سربازی رفته باشد .  

و البته شرایط دیگری هم بود که خلاصه کردیم.

و اما بشنوید از دختر خانم محترمه :

ایشان انتظارات بالا را از داماد و خانواده اش دارند و اگر یکی کم باشد جواب آنها منفی خواهد بود زیرا خودشان بسیار کدبانو ! تحصیل کرده و  .. . . هستند .

دختر مامانی قصه ما از خود میگوید ؛ من به غیر از شما 4 خواستگار دیگر دارم که پدر آنها از پدر شما پولدار ترند . دماغ زیبای من طبیعی است . من فقط قبلا یکبار ازدواج کرده ام . دیپلمه هستم و کمرم باریک است .آقا پسر چرا چایی تان را میل نمیکنید ؟ نکند شما هم مثل من به کمتر از کاپو چینو رضایت نمیدهد و  ....

 


نوشته شده در تاريخ توسط سينه سرخ

خسته میشوم ، سری به اینترنت میزنم !

سایت بلاگفا . . .

.

وای چقدر وبلاگ بروز شده !!

با یک ریفرش (refresh) تمام وبلاگ های بروز شده جای خود را به وبلاگ های جدیدتر میدهند .

اسم ها را میخوانم تا نسبت به یک وبلاگ تمایل پیدا کنم . . .

.

دختر ها وارد نشوند . (خدا شفا بدهد)

پسر ها وارد نشوند ، آنتی وبلاگ پسر ( خداوند ایشان را هم پیرو قبلی شفای عاجل عنایت فرماید)

دخترک عاشق (بیچاره،حیوونکی)

دل نوشته های مردی شکست خورده ( خوب من چه کار کنم ؟)

خبر های بدون سانسور (اینم چه حالی داره ها )

ندای سبز ،(ای بابا این یارو هنوز ول کن نیست )

بی نهایت سبز (حتما اینم سیاسیه )

داستانهای . س. .(مسایل شخصی تو چرا به ما میگی؟ :-) )

طرفداران "اسم یک هنر پیشه" (چه عرض کنم )

و . . . . .

هزاران عنوان دیگر

مأیوس میشوم و تصمیم میگیرم مطلب بنویسم

همین

و دیگر هیچ . . . .


نوشته شده در تاريخ توسط سينه سرخ
درباره وبلاگ
من در مورد همه چيز مينويسم ، و اگه بنظرم خوب باشه تعريف و اگه بد باشه انتقاد ميكنم. . .
از سياست،اجتماع،ورزش، فرهنگ و . ....
اين نوشته ها نظرات شخصيه منه و اگه فكر ميكنيد اشتباهه ،ميتونيد پيشنهاد خودتون رو مطرح كنيد.
آرشيو مطالب
Blog Skin